امروزه، عصر انفجار دانش و اطلاعات است و سازمانها و مدیران همگام با تغییرات فنی، علمی، تکنولوژیکی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، بایستی دانش خود به روز نگاه دارند و نیروهایی متخصص برای حل معضلات سازمانی تربیت نمایند.
شتاب روزافزون فن آوری و خلاقیت نیاز به کسب مهارتهای فردی و مدیریتی را نه تنها برای پیشبرد اهداف اجتماعی و تداوم حیات سازمان، بلکه برای حفظ و تقویت اثربخشی فردی به ضرورتی اجتناب ناپذیر تبدیل کرده است.
اهمیت و ضرورت کسب مهارتهایی چون خود شناسی، ارتباطات موثر، مدیریت استرس و مدیریت زمان بعنوان ابزارهای کارآمد و سرنوشت ساز، برای پیشبرد اهداف فردی، گروهی و سازمانی، اثبات شده است.
استرس بعنوان واکنشی برای سازش با عامل یا شرایطی که فشار روانی یا فیزیکی بر فرد وارد مینماید، تعریف شده است. در این وضعیت فرد تحت تأثیر محرکهای بیرونی استرس زا از وضعیت عادی خارج میشود و ناخودآگاه برای تطبیق خود با محرکهای یاد شده تلاش میکند و واکنشهای برآمده از این تلاش به صورت استرس نمایان میشود. پیشرفتهای اخیر علمی در سه دهه گذشته در زمینههای مختلف علوم پزشکی روشنگراین واقعیت است که ردپای استرس در اکثر اختلالات و بیماریهای انسان دیده میشود. تاثیرات آن بر سیستم ایمنی، هورمونها و ناقلهای عصبی بخوبی شناخته شده است و نقش آن در بروز بسیاری از بیماریهای دستگاه گوارش، گردش خون، تنفس، غدد درون ریز، پوست، دستگاه سیستم عصبی مرکزی و اختلالات روانی تا حدود زیادی روشن شده است.
انسان موجودی است که پیوسته با بحرانهای مختلف زندگی که باعث به هم خوردن تعادل جسمی و روانی او میگردد روبرو میشود. وجود استرس در محیط زندگی امری اجتناب ناپذیر است و برای رشد روانی نیز ضروری میباشد. استرس یک اصطلاح کلی برای بیان الگوهای پاسخ روانی و فیزیولوژیک در برابر تحریکات فیزیکی و هیجانی است. پاسخ به استرس زمانی بروز میکند که ظرفیت طبیعی برای سازش با نیازهای بدن تحت فشار قرار بگیرد.
استرس جزء جدایی ناپذیر زندگی است و بسته به سطح فشار روانی و توانایی فرد در سازگاری با آن ممکن است منجر به بیماری بشود و یا به رشد فرد منتهی گردد.
حوادث مختلف زندگی تاثیرات متفاوتی بر افراد میگذارد که گاه میتواند فشارزا باشد، از جمله این رویدادها، برنامههای آموزشی میباشد. نتایج حاصل از تحقیقات مختلف از افرادی که به نوعی در جریان آموزش میباشند نشان داده که شرکت در امتحانات و کلاسهای آموزشی و عدم موفقیتهای تحصیلی از زمره بالاترین عوامل فشارزا به شمار میروند.
استرس بیماری جدید تمدن بشری و مادر همه بیماریهای امروزی نام گرفته است و عوامل بی شماری میتواند زمینه ساز آن باشد. برخی افراد در برابر استرس، رویدادهای زندگی را بصورت منفی و غیرقابل کنترل ارزیابی نموده و در نتیجه شیوههای ناسازگارانه ای را برای مقابله با استرسها آغاز مینمایند و به همین دلیل آمادگی بیشتری را برای ابتلا به بیماری کسب مینمایند.
بیشتر مشاغل تا اندازه ای استرس زا هستند، گروهی از افراد قادرند با اثرات استرس مقابله کنند ولی برخی دیگر در طی زمان به واسطه تماس مکرر با استرس، خسته و فرسوده میشوند و به تدریج مبتلا به سندرمی تحت عنوان فرسودگی شغلی یا Burn out میشوند.
تعریف استرس: این پدیده عبارت است از هر نوع محرک یا تغییری در محیط داخلی و خارجی که قادر به ایجاد اختلال در تعادل جسمانی و روانی باشد.
در روانشناسی استرس به معنای تحت فشار روحی و روانی قرار گرفتن تلقی شده است. در این حالت جسم و روان آدمی به تقاضاهای درونی و بیرونی با فشار پاسخ میدهند.
استرس هنگامی رخ میدهد که فرد واکنشهای خود را در مواجهه با محرکهای درونی و بیرونی ناتوان ببیند که پیامد آن از دست رفتن تعادل روانی فرد است.
علاوه بر شدت محرک، توانایی مقابله فرد و برداشت ذهنی وی از محرک بیرونی، عوامل دیگری چون حمایت اجتماعی و خانوادگی، سن، وضعیت اقتصادی، طبقه اجتماعی و وجود اختلالات روانی قبلی در فرد نیز میتواند تاثیرپذیری شخص را از استرس کم یا زیاد کند.
هر گونه استرس مزمن میتواند اثرات تخریبی در اندامهای بدن داشته باشد. افزایش فعالیت سیستم سمپاتیک منجر به بیماری قلبی، افزایش فشار خون، تغییرات قند خون و تشدید دیابت میشود. استرس حاد میتواند باعث اسپاسم عروق کرونر و مرگ ناگهانی شود.
از نظر روانشناختی، استرس باعث کاهش تمرکز فکر، حواس پرتی، اختلال در حافظه، تردید در انجام کارها و کاهش قدرت تصمیم گیری میشود.
استرس با علایم و نشانههای فیزیولوژیک، روانی و رفتاری مانند تغییر ضربان قلب، عصبانیت و بیخوابی همراه است. بر این اساس مدیریت استرس را میتوان به عنوان مجموعه راهکارهای موثر برای پیشگیری از استرس، مهار و کنترل استرس و به حداقل رسانیدن نتایج و پیامدهای زیان بار آن تعریف نمود.
افرادی که سطوح بالایی از استرس را گزارش کرده اند سه برابر بیشتر از کارکنان برخوردار از استرس کم، به بیماریهای دائمی دچار میشوند.
هم بیماریهای خفیف و کم اهمیت (مثل سردرد، کمردرد، اضطراب، خستگی مفرط و گرفتگی) و هم بیماریهای شدید و آزار دهنده (مثل حمله قلبی، زخم معده، فشار خون بالا و سکته مغزی) در افرادی که سطوح بالایی از استرس را تحمل میکنند، به مراتب بیش از دیگران مشاهده میشود.
مطالعات نشان داده که مدیریت ناکارآمد و ضعیف، بزرگترین دلیل استرس در محل کار است. استرس، نه تنها اثر منفی بر کارکنان دارد، بلکه پیامدهایی هم برای خود مدیران دارد که کمتر قابل مشاهده است.
هنگامی که مدیران استرس را تجربه میکنند تمایل دارند:
- بصورت گزینشی اطلاعات را درک کنند.
- از عدم شفافیت و ابهام بسیار ناشکیبا میشوند.
- در برخورد با یک مشکل بر دیدگاهها و نگرش واحدی متمرکز میشوند.
- سرعت گذشت زمان را زیاد برآورد میکنند و کارها را سریع انجام میدهند.
- با پذیرش وجود بحران، از توجه به مفاهیم بلند مدت صرفنظر میکنند.
- کمتر مشورت میکنند و کمتر به سخنان دیگران گوش میدهند.
- کمتر میتوانند برای حل مشکلات، فکرهای خلاق و راه حلهای منحصر به فرد ابداع کنند.
پیامدهای استرس ضمن ایجاد اثر منفی بر کارکنان، از بروز رفتارهای مدیریتی موثر مثل گوش دادن، اتخاذ تصمیمات مناسب، حل مشکل به نحو موثر و برنامه ریزی و خلق ایدههای نوین شدیداً جلوگیری میکنند.
توان مواجهه با استرس، نه تنها توان فرد را برای پرورش خویش بهبود میبخشد، بلکه میتواند تأثیری تعیین کننده بر کل سازمان داشته باشد.
استرس به همان اندازه که اثرات منفی به بار میآورد آثار مثبت نیز دارد. اگر افراد هیچگونه استرسی نداشته باشند، کاملاً احساس خستگی و بیزاری میکنند و هیچ تمایلی برای انجام کار نشان نمی دهند.
هنگامی که فرد به سطوح بالاتری از استرس دچار میشود، اگر از انعطاف پذیری و قدرت بازگشت پذیری کافی برخوردار باشد، به سرعت میتواند، به حالت تعادل بازگردد.
اغلب افرادی که سطوح گسترده ای از استرس را تجربه کردند، ۵ نوع سازوکار دفاعی را بکار میگیرند:
- پرخاشگری: فرد مستقیماً به عامل استرس زا حمله میکند که ممکن است متوجه خود فرد، دیگران یا حتی اشیاء شود.
- بازگشت به گذشته: بصورت استفاده از یک الگوی رفتاری یا واکنشی که در زمان گذشته استفاده کرده و موفقیت آمیز بوده است.
- سرکوبی یا واپس زنی: بصورت انکار و فراموش کردن منبع استرس.
- گریز یا عقب نشینی: که فرد در یک حالت بی توجهی یا فراموشی عمدی فرو میرفت.
- تثبیت: به معنای پافشاری در یک واکنش، بدون توجه به اثربخشی آن.
اثر این ساز و کارهای دفاعی، احساس استرس افراد را کاهش میدهد، اثرات منفی مانند فشار خون شدید، اضطراب یا بی نظمیهای فکری هرگز آشکار نخواهد شد.
هنگامی که استرس آنقدر قوی باشد که مقاومتها را در هم بشکند و یا آنقدر تداوم یابد که توان ساز و کارهای دفاعی را تحلیل ببرد، حالت درماندگی بوجود میآید.
قابلیتهای بازگشت پذیری افراد یا تواناییهای آنها برای دفاع در برابر آن عوامل را بیشتر به تاخیر میاندازد. شخص احساس درماندگی میکند و بیماریهایی مثل سکته قلبی، افسردگی شدید و یا قطع رابطه با نزدیکان مشاهده میشود. تمام فشارها و استرسها برای انسان مضر نیستند، بلکه انسان یه سطح بهینهای از استرس و فشار نیاز دارد تا انگیزههایی برای رفتار وی فراهم شود.
میزان معینی استرس برای عملکرد درست فرد لازم است ولی استرس بسیار زیاد یا واکنش نامتناسب به آن میتواند اثر منفی به جای بگذارد.
وقتی ما تحت استرس قرار داریم، افکار، تصایر و احساسات بسیاری از مغزمان میگذرد، اگر احساس نگرانی و دلشوره کنیم، این افکار، تصاویر و احساسات، ماهیت منفی خواهد داشت.
ماهیت تجربههای استرس آور که توسط افراد درک میشود، تا اندازهای با توجه به نوع کار وشغل و تا اندازهای با توجه به شرایط آن سازمان تعیین میشود.
استرس جزئی از برخی حرفه هاست و بنظر میرسد پرسنل نظامی میزان استرس بیشتری را تحمل میکنند، هم چنین آموزش و کسب علم بخصوص در زمانی که فرد آمادگی لازم را ندارد و در موقعیت نامناسب انجام میشود و یا در موضوعاتی که مورد علاقه و توجه آموزش گیرندگان نباشد و یا مربی و استاد تجربه لازم را در بیان مفاهیم علمی نداشته باشد، موجب پیدایش استرس در فرد میشود.
فرد آموزش دهنده (مربی یا استاد) و یا مسئول یک سازمان بایستی آگاهی کامل از علل و عوامل ایجاد و تشدید استرس، همچنین علائم آن و روشهای پیشگیری و مهار استرس داشته باشد.
توانایی انسان برای تحمل استرس بستگی به فراوانی، شدت و نوع محرک تنش زا دارد.
عوامل خارجی موثر در استرس:
- کار بیش از حد
- تعارض خانوادگی
- فقدان خودمختاری
- ترس از دست دادن شغل
- تعارضات بین فردی یا تعارض با عوامل خارجی
- فرهنگ
- منابع مالی ناکافی
- نگرشها و ارزشهای شخصی
- تجارب گذشته
- سلامت جسمی.
علایم اضطراب و استرس: استرس سه دسته علائم جسمی، روانی و رفتاری دارد.
علائم روانی:
- اختلال تمرکز
- تیرگی هشیاری
- اختلال یادگیری
- تحریک پذیری
- نوسانات خلقی و افسردگی
- کاهش احترام به خود و گوشه گیری.
علائم جسمی:
- قلبی عروقی (تپش قلب، درد جلوی قلبی و احساس سنگینی در قفسه سینه)
- تنفسی (تنگی نفس و افزایش تعداد تنفس)
- گوارشی (نفخ شکم، اسهال، یبوست، لش رفتن سردل، افزایش اشتها)
- ادراری تناسلی (احساس ادرار داشتن)
- اسکلتی (تعریق ارزش، بیقراری و رنگ پریدگی، بیخوابی، سردرد، درد پشت و احساس خستگی).
علائم رفتاری:
- ناتوانی در تصمیم گیری
- تعارض در ارتباط بین فردی
- اختلال در قضاوت و خلاقیت
- کاهش کارآیی.
برخی افراد نسبت به استرس علائم جسمی و فیزیکی پیدا میکنند و برخی دیگر علائم روانی و عدهای نیز هر دو دسته علائم را نشان میدهند.
تأثیر استرس بسیار فراگیر است و اینکه بیاموزیم چگونه میتوان از بروز آن جلوگیری کرد و یا آن را مهار کرد اهمیت بسزایی دارد. مهارتهای کنترل و مهار استرس موثرند ولی نیاز به تمرین و مهارت دارند.
دو روش کلی برای مقابله با استرس وجود دارد:
- پیشگیری از استرس
- مهار استرس
روش پیشگیری از استرس: اگر یک موقعیت استرس آور در انسان این احساس را بوجود آورد، بهترین روشی که موجب رهایی از استرس میشود، فعالیتی است که وی را از آن منحرف میکند و اصولاً فرد بایستی بخوبی زندگی خود را سامان بخشد که استرس در آن به تعداد کافی و سازنده باشد، نه زیاد.
نقش رئیس، مربی یا استاد در پیشگیری، درک موقعیت شرکت کنندگان در امر آموزش و بیان مطالب بصورت کاربردی شرکت دادن فعال افراد در جریان آموزش و عمدتاً بصورت پرسش و پاسخ میباشد و بایستی توانایی پذیرش انتقاد را داشته و از اعتماد به نفس بالایی برخوردار باشد و بتواند کلاس و زیردستان را اداره کند.
روش مهار استرس: بکار بردن روشهایی که بشود با بکار بردن آن، زمانی که در معرض تجربیات استرس آور قرار گرفتیم، از اثرات آن بکاهیم.
بهترین روش برای مدیریت استرس، حذف عوامل استرس زا یا به حداقل رساندن آن میباشد. در مرحله بعد بایستی افزایش قابلیت کلی افراد برای اداره استرس، بوسیله افزایش بازگشت پذیری یا انعطاف پذیری فردی انجام شود. پرورش قابلیت و توانمندی بیشتر برای ایستادگی در برابر اثرات منفی استرس و تجهیز انرژی ایجاد شده در اثر عوامل استرس زا در مدیریت استرس نقش دارد.
یک طبقه بندی جدید عوامل استرس زا را در سازمانها و ادارات به ۴ گروه تقسیم میکنند.
- عوامل سازمانی (سیاست ها، ساختارها و فرایندها)
- عوامل گروهی (عدم انسجام گروهی و عدم حمایت اجتماعی)
- عوامل فردی (تعارضات فردی، نقش فرد در سازمان)
- عوامل فراسازمانی (تغییرات اجتماعی، خانوادگی، محلی، مالی و تکنولوژیکی)
از آنجا که حذف عوامل استرس زا استراتژی پایداری برای کاهش استرس به شمار میآید، در مجموع مطلوبترین استراتژی است. اگرچه حذف همه عوامل استرس زایی که افراد با آن مواجه میباشند غیرممکن و حتی نامطلوب است، افراد میتوانند عوامل استرس زای زیانبار را به گونه ای موثر حذف نمایند.
روشهای مدیریت استرس
- مطالعه گزینشی مطالب و پرهیز از مطالعه جزئیات غیرضروری.
- تهیه فهرست کارهایی که بایست در یک روز انجام شود.
- نگهداری هر چیز در جای خود.
- اولویت بندی وظایف.
- انجام یک کار مهم در یک زمان مشخص.
- تقسیم کارهای مهم در چند مرحله.
- بهترین اوقات را برای مهمترین مساله بگذارید.
- در انجام کارها تعلل و سستی نکنید.
- برای انجام هر کار مهلت و موعدی مشخص تعیین کنید.
- اوقاتی را برای امور شخصی خود اختصاص دهید.
- درباره هیچ چیز بطور دائم و مستمر نگران نباشید.
- اهداف بلند مدت داشته باشید.
- ملاقاتهای معمولی و روزمره را به پایان روز موکول کنید.
استرس با سه روش مهار میشود:
- آرمیدگی عضلانی (ریلاکسیشن)
- تنفس عمیق
- تجسم موقعیتهای بدون استرس.
بیخوابی، بی بندوباری، افراط در کار، بیکاری و افراط در تفریح موجب اضطراب و اختلال در تمرکز حافظه میگردند. هوای آزاد، ورزش، تنفس عمیق، خوش بینی و امیدوار بودن، پیاده روی روزانه و توجه کامل به امور موجب پرورش و تقویت حافظه و مهار استرس میشود.
دکتر پرویز مظاهری روانپزشک دبیر انجمن علمی روانپزشکان ایران
پایان مقاله