اختلالات اضطرابی از شایعترین اختلالات روانپزشکی میباشد، نسبت ابتلای زنان تقریباً دو برابر مردان است. با عوارض زیادی همراهند و اغلب مزمن شده و نسبت به درمان مقاوم هستند.
انواع:
- اختلال هول (پانیک) با یا بدون بازار هراسی (آگورافوبیا)
- بازار هراسی با یا بدون اختلال هول
- فوبیای اختصاصی
- جمعیت هراسی (فوبیای اجتماعی)
- اختلال وسواسی- جبری
- اختلال استرس پس از سانجه
- اختلال استرس حاد
- اختلال اضطراب فراگیر
خصیصه اصلی اختلال وسواسی- جبری وجود وسواسهای فکری یا عملی مکرر و چنان شدید است که رنج و عذاب قابل ملاحظه ای را برای فرد به بار میآورند. این وسواسهای فکری یا عملی سبب اتلاف وقت میشوند و اختلال قابل ملاحظه ای در روند معمولی و طبیعی زندگی، کارکردن شغلی، فعالیتهای معمول اجتماعی یا روابط فرد ایجاد میکنند.
بیمار مبتلا به اختلال وسواسی جبری ممکن است، فقط وسواس فکری، فقط وسواس عملی و یا هر دوی آنها را داشته باشد. وسواس فکری: فکر، احساس، اندیشه یا حس محور کننده و مزاحم
وسواس عملی: اجبار رفتاری آگاهانه، استاندارد و عود کننده نظیر شمارس، وارسی یا اجتناب
بیمار مبتلا به اختلال وسواسی- جبری از غیرمنطقی بودن وسواسهایش آگاهی دارد و این وسواسهای، فکری یا عملی را خود- ناهمخوان (ایگودیس تونیک) مییابد، یعنی بصورت یک رفتار ناخواسته هر چند عمل وسواسی ممکن است، در تلاش برای کاستن از اضطراب، همراه با وسواس فکری انجام شود. همیشه به کم شدن این اضطراب منجر نمیگردد.
میزان شیوع مادام العمر اختلال وسواسی جبری در جمعیت عمومی ٪۲-۳ است. ٪۱۰ بیماران سرپایی را وسواس تشکیل میدهد. این اختلال چهارمین بیماری روانپزشکی پس از فوبیا (هراس)، اختلالات مرتبط با مواد و اختلال افسردگی اساسی است.
در بزرگسالات احتمال ابتلای مرد و زن به این اختلال یکسان است ولی در میان نوجوانان، پسرها بیشتر از دخترها دچار اتلال وسواسی جبری میشوند.
میانگین سن شروع حدود بیست سالگی میباشد. دو سوم بیماران پیش از ۲۵ سالگی و ٪۱۵ آنها پس از سی و پنج سالگی مبتلا میشوند. از کودکی و حتی ۲ سالگی شروع میشود. در مجردها بیشتر است.
ابتلا به سایر اختلالات روانی هم در میان بیماران دچار اختلال وسواسی جبری شایع است. بیماران مبتلا به اختلال وسواسی جبری ٪۶۷ همراه با اختلال افسردگی و ٪۲۵ همراه با جمعیت هراسی است.
اختلال مصرف الکل، اختلال اضطراب فراگیر، اختلالات شخصیتی، هراس اختصاصی، اختلال پانیک نیز در بیماران مبتلا به اختلال وسواسی جبری نیز دیده میشود.
نقش سروتونین و نوراپی انفرین در ایجاد اختلال وسواسی جبری مشخص است. داروهای سروتونرژیک و همچنین کاهش دهنده های نوراپی نفرین آزاد شده از پایانه های عصبی پیش سیناپس در درمان وسواس موثرند.
از نظر وراثت، احتمال بروز وسواس در بستگان افراد مبتلا به OCD ۳ تا ۵ برابر خانواده های گروه شاهد است. ولی عوامل عوامل فرهنگی و رفتاری هم نقش ویژه ای دارند. این اختلال در دوقلوهای یک تخمگی بیشتر از دوقلوهای دو تخمکی است.
اختلال وسواسی جبری از اختلال شخصیت وسواسی جبری متفاوت است و تنها ٪۱۵-۳۵ از بیماران مبتلا به اختلال وسواسی جبری، صفات وسواسی را داشته اند.
تحقیقات نشان داده که برخی عوامل محیطی مولد استرس، به ویژه استرسهای مرتبط با حاملگی، بچه دار شدن یا مراقبت از فرزندان بعنوان پدر و مادر، میتوانند سبب تسریع و تشدید اختلال وسواسی جبری شوند. بیمارانی که هم وسواس فکری و هم وسواس عملی دارند، لااقل هفتاد و پنج درصد از کل بیماران مبتلا به این اختلال را تشکیل میدهند.
هشتاد درصد از کل بیماران معتقدند که وسواسهای عملیشان غیرعاقلانه است.
علائم بیش از نصف بیماران دچار اختلال وسواسی- جبری بطور ناگهانی میشود.
در ٪۵۰-۷۰ بیماران، علائم پس از واقعه پرفشاری نظیر حاملگی، یک مشکل جنسی، یا مرگ یکی از بستگان شروع میشود. اغلب بیماران با ۵ تا ۱۰ سال تأخیر به روانپزشک مراجعه میکنند. این بیماری سیری دراز مدت و متغیر است.
۴۰-۲۰٪ نیز بدحال میمانند و یا علائمشان بدتر میشود.
حدود یک سوم از بیماران مبتلا به اختلال وسواسی جبری دچار اختلال افسردگی اساسی نیز هستند.
شروع اختلال در کودکی، وجود وسواسهای عملی غریب، لزوم بستری شدن بیمار، ابتلای همزمان به اختلال افسردگی اساسی، وجود عقاید هذیانی، وجود اختلال شخصیت بر بدتر شدن پیش آگهی دلالت دارد.
درمان: دارو درمانی، رفتار درمانی، خانواده درمانی و ECT
پایان مقاله