- تعریف ابراز وجود و مرز آن با خودنمایی
هر موجود زنده برای ادامه حیات باید خود را با محیط بیرون سازگار کند و هوش یکی از شیوه های سازگاری موجود زنده با محیط خارج است.
کودک در بدو تولد مجهز به ابراز ابتدایی و خامی است که بازتاب یا رفلکس نامیده میشود و تنها وسیله ارتباط کودک با میط خارج است.
در جریان رشد بعضی رفلکسها در اثر کارکرد و تکرار تغییر و تحول پیدا میکنند و بتدریج موجب شناخت میشود.
باید توجه داشت که کلام و گفتار تنها بخشی از جریان ارتباط و تبادل نظر است. گاهش افکار و نگرشها از طریق حرکات چهره، آهنگ صدا، طرز نگاه کردن به طرف مقابل منتقل میشود.
ابراز وجود کردن یکی از خصوصیات شخصیتی است که از بدو تولد وجود دارد و نوعی وسیله شناسایی خود به دیگران میباشد. شخصیت عبارتست از خصوصیت و شیوه های رفتاری و کیفیت سازگاری فرد که جنبه دائمی داشتند، فرد را از دیگران متمایز میسازد و سبب ارتباط بین او و دیگران میشود.
تفاوت آن با خودنمایی این است که در دومی فرد به آنچه که در وجودش نیست وانمود میکند.
اصولاً مرور زمان این تفاوت و مرزبندی را مشخص میسازد.
باید به کودک اجازه داد تا نظرات و تصمیمات خویش را هرگاه و در هر زمان که ممکن باشد ابراز کند و برای وی حق اشتباه کردن تأمی شد و به او اجازه داد تا نتایج حاصل از عمل خویش را تحمل و تجربه کند.
زمانی که کودکان در بیان نقطه نظرهای خود به بزرگسالان احساس آزادی کنند، عملاً احترام بیشتری برای آنان قائل خواهند بود. عدم امکان ابراز وجود موجب ایجاد استرس در نوجوان و در نتیجه کاهش تمرکز فکر، اختلال در حافظه و تردید در تصمیم گیری میشود.
عدم وجود شرایط ابراز وجود موجب احساس طرد شدن، ناامنی، بی اعتمادی، حسادت و کینه جویی و ناتوانی در ابراز محبت و قبول آن میشود.
- روشهای ابراز وجود در نوجوانان
-منفی کاری و مخالفت با والدین
-شرکت فعال در بحثهای اجتماعی و خانوادگی و ابراز عقیده
-مخالفت با والدین در انتخاب دوست، البسه و وسایل شخصی
-آغاز تصمیم و اصرار روی آن در مورد آینده تصیلی
-عدم همرامی والدین در معاشرتهای معمول
-جرو بحث، عثبانیت و فریاد زدن
-ایفای نقش بیمار بطور ناخودآگاه برای کسب محبت
-اصرار در شرکت در جریانات بشردوستانه
-سعی در ایجاد یا تشدید اختلاف بین والدین
-امتناع از خوردن غذا
- والدین در ابراز وجود چه نقشی دارند
والدین نخستین مربیان کودکان هستند و نقش آن در شکل گیری شخصیت این انسانهای در حال رشد بسیار عظیم و حساس است.
هر اندازه والدین و مربیان در روابط با کودک بیشتر صداقت و هماهنگی در رفتار و گفتار خویش داشته باشند، در شخصیت کودک یا نوجوان تغییرات قابل ملاحظه تری برجای خواهند گذارد.
والدین قبل از هر چیز توانایی گوش دادن به کودک و شنیدن آنچه در درونش میگذرد را داشته باشند.
والدین بدون توجه به رفتارهای به ظاهر نابهنجار کودک او را بعنوان انسانی که دارای همه گونه توانایی ها و قابلیتهای بالقوه است بنگرد و توجه مثبت یک نوع عشق توام با احترام در نوجوان میباشد.
عشق و علاقه والدین نسبت به کودک مطلق باشد و نه مشروط یعنی کودک را آنگونه که هست بپذیریم نه آنگونه که میخواهیم.
در صورت وجود شرط فوق، کودک و نوجوان با اعتماد بنفس و حرمت به خویش و دیگران، پای بدنیای پرتلاطم بزرگسالی میگذارد. شنونده خوب بودن هنر است. اگر بخواهیم فرزندانمان به حرف ما گوش دهند، باید یقین بدانند که ما نیز به حرف آنان گوش میدهیم. سکوت به جا و به موقع در ارتباط کلامی بین والدین و فرزندان در هر سنی که باشند یک ارزش بزرگ محسوب میشود.
متاسفانه والدین از این که به فرزندان خود اجازه دهند تا با آنان مخالفت کنند، احساس نگرانی میکنند، زیرا میترسند از احترامشان کاسته شود.
والدین طوری برخورد میکنند که گویی پاس درست همه سوالات نزد آنان است. زمانی که والدین به نوجوانان اجازه ابراز عقیده را میدهند، در حقیقت مفاهیم و معانی مختلفی را بطور ضمنی به او تفهیم میکنند، از قبیل «من به نظر تو احترام میگذارم» و یا «تو نیز حق داری نظرت را بیان کنی».
والیدن نباید سعی کنند خود را نظیر کمال معرفی کنند، بهتر است کودکان در ابتدا پدر و مادر هم اشتباه میکنند.
محیطهای خانوادگی سرشار از عشق، تفاهم و دوستی کودکان را سازگاری و دارای اعتماد به نفس بار میآورد.
روشهای غلط والدین در تربیت اطفال با رشد رفتارهای غیرانطباقی کودکان رابطه دارد.
- ابراز محبت و چگونگی رسیدن به ابراز وجود
اصولاً کودکان احساسات خویش را از طریق رفتار و عمل آشکار میسازد.
انگیزه رفتار بد کودکان غالباً جلب محبت و تأئید اجتماعی والدین و همسالان است که برای آنان اهمیت خاصی دارد.
نیاز مبرم کودک به تأئید اجتماعی و کسب محبت در اواخر کودکی (آغاز مدرسه تا شروع بلوغ) موجب زودرنجی او میشود.
حسادت واکنشی است که کودک نسبت به از دست دادن محبت واقعی یا تهدید به از دست دادن آن از خود نشان میدهند و نتیجه طبیعی خشم است و بتدریج بصورت نگرش نفرت به افراد بدل میشود.
اغلب کودکان و نوجوان در مواقعی که والدین نسبت به آنها تبعیض اعمال میکنند. بطور ناخودآگاه اعمال و رفتاری را انجام میدهند تا بتوانند محبت از دست داده را کسب کنند که منجر به بذهکاری میشود.
- جمع بندی بحث
بیشتر کودکان و نوجوانان گهگاه نیاز دارند که بتوانند آزادانه با یک بزرگسال که غالباً نیز فردی غیر از والدین است صحبت کنند، آنان فرصتی میخواهند تا در آن اندیشه های خویش را بصورت کلمات بیان کنند و به زبان آورند، عقاید خویش را بیازمایند، احساسات خود را بیرون بریزند و از این راه آرامشی بیایند و لالاخره خود را بهتر مورد ارزیابی قرار دهند.
محیط سالم تربیتی محیطی است که نوجوان بتواند استعدادهای خود را در کلیه زمینه های علمی، ورزشی، هنری و اجتماعی بروز دهد. نوجوانی دوره خود شیفتگی و برتر دیدن خود و سن استدلال و استنتاج کردن است.
برای رسیدن به استقلال، منفی کاری را شروع میکنند که در حقیقت راهی برای ابراز خشم و اعتراض میباشد.
نوجوان در موقع ابراز عقاید، از تحقیر شدن، سرکوفت شنیدن و دستور گرفتن متنفر است و نصایح والدین را اقتدار طبی میداند.
پایان مقاله