خلق یک احساس نافذ و پایداری است که به صورت درونی تجربه میشود و بر رفتار و درک فرد از جهان تاثیر میگذارد و به سه فرم، طبیعی، سرخوشی ELEVATED و افسردگی (depressed) دیده میشود.
انسان در طول زندگی طیف وسیعی از حالات خلقی سه گانه فوق را تجربه میکند.
اختلالات خلقی، گروهی از اختلالات بالینی هستند که مشخصه آنها این است که احساس تسلط از بین رفته و رنج و عذابی بزرگ را تحمل میکند. در اختلالات خلقی، تغیراتی در سطح فعالیت، تواناییهای شناختی، تکلم و کارکردهای نباتی (خراب، فعالیت جنسی و سایر فعالیتهای بیولوژیک) ایجاد میشود که، همیشه موجب مختل شدن عملکرد بین فردی، اجتماعی و شغلی میگردد.
دوره یک بیماری افسردگی بایستی حداقل دو هفته طول بکشد و همچنین چهار علامت از مجموعه ی علائم، تغییرات اشتها و وزن، تغیرات خواب و فعالیت، فقدان انرژی، احساس گناه، اختلال در تفکر و تصمیم گیری و افکار عودکننده مرگ یا خودکشی را داشته باشد.
شیوع در طول عمر ٪۱۷ می باشد و میزان بروز سالیانه در زنان ۱/۸۹ و درمردان ۱/۱ درصد می باشد. در زنان دو برابر مردان دیده میشود، که ناشی از تفاوتهای هورمونی، اثرات زایمان، تفاوت فشار روانی-اجتماعی زنان ومردان والگوهای رفتاری مربوط به درماندگی آموخته شده می باشد.
متوسط سن شروع اختلال افسردگی اساسی حدود ۴۰ سالگی است و بیماری حدود ٪۵۰ از کل افراد در سنین ۲۰-۵۰ سالگی شروع میشود ولی ممکن است در کودکی و یا در پیری نیز شروع شود علت شروع بیماری در سنین پایین، به افزایش مصرف الکل و سوء مصرف سایر مواد مربوط است.
این اختلال بیشتر در افرادی دیده میشود که ارتباط بین فردی نزدیکی ندارند و یا متعارکه کرده اند و یا مجرد هستند. میزان افسردگی در نواحی روستایی و شهر های کوچک بیشتر دیده میشود.
افسردگی در افرادی که از سایر اختلالات روانپزشکی رنج می برند و مدت طولانی تحت درمان بوده اند، بدلیل بیماریهای جسمی می باشند و نیز انتطار بروز افسردگی وجود دارد از قبیل دیابت، بیماری قلبی، بیماری گوارشی و بیماران مبتلا به کانر نیز به طور طبیعی دچار افسردگی میشوند و از این که این بیماری برای آنها پیش آمده و شانس ادامه زندگی و بودن در حضور خانواده را ندارند، غصه میخورند.
اختلال افسردگی اساسی، علل زیستی و روانی و اجتماعی دارد.
از نظر زیستی، نوراپی نفرین و سروترنین که یه ناقل عصبی میباشند، بیشترین دخالت را در پاتو فیزیولوژی افسردگی دارند، در عین حال که ناقل عصبی دوپامین نیزدر افسردگی کاهش پیدا میکند، نشانه هایی نیز از تاثیراستیل کرامین و گاما آمینو بریتریک اسید وجود دارد که خیلی زیاد است.
افسردگی با از بین رفتی خواب عمیق اوج آهسته و افزایش بر انگیختی شبانه همراه است که به چهار فرم، افزایش بیداری شبانه، کاهش حجم کلی خواب، اثرات خواب REM و افزایش دمای مرکزی بدن، خود را نشان میدهد.
اختلال افسردگی اساسی با، ناهنجاریهای ایمنی مقداری از جمله کاهش تکثیر لیفولیست ها همراه است.
مطالعات متعدد خانوادگی، فرزند خوانده ها و دوقلوها، بحث ارثی بودن اختلالات خلقی را اثبات کرده اند.
اگر یکی از والدین مبتلا به افسردگی باشد، خطر ابتلای فرزندان به افسردگی، ۱۰-۲۵ درصد است و اگر هر دو والد قبلا باشند، این خطر دو برابر میشود. هر چه تعداد افراد مبتلای خانواده بیشتر باشد، خطر ابتلای فرزندان بیشتر میشود.
از دست دادن والدین قبل از ۱۱ سالگی و هم چنین از دست دادن همسر از عوامل زمینه ای، تسهیل کننده افسردگی می باشد. بیکاری نیز میزان مبتلا به افسردگی را تشدید میکند. افراد فاقد شغل، سه برابر بیشتر از کسانی که کار میکنند، احتمال ابتلا به افسردگی را دارند.
افراد مبتلا به اختلالات شخصیت وسواسی، نمایشی و مرزی برخلاف شخصیتهای ضداجتماعی و پارانویید، شانس بیشتری برای ابتلا به افسردگی دارند.
عوامل استرس زایی که از نظر بیمار برای اعتماد بنفس او اثری منفی دارند، بیشتر ممکن است ایجاد افسردگی کنند از نقطه نظر شناختی، دید منفی نسبت به خود، نگاه تخاصم و پر توقع به محیط و اطرافیان و همچنین انتظار دائمی رنج و ناکامی، موجب بروز افسردگی میشوند.
برای تشخیص اختلال افسردگی اساسی حداقل بایستی ۵ علامت از علائم زیر همزمان در یک دوره دو هفته ای وجود داشته باشد و عملکرد فرد نیز تغییر یافته باشد.
- خلق افسرده در اکثر اوقاتروز و تقریبا همه روز در اطفال و نوجوانان، میتواند به صورت یک خلق تحریک پذیر باشد
- کاهش لذت تقریبا از همه فعالیتها، اکثر اوقات روز و تقریبا همه روز
- کاهش چشمگیر وزن و یا افزایش وزن
- کم خوابی و یا پرخوابی، تقریبا همه روزه
- سراسیمگی یا کندی روانی-حرکتی
- احساس خستگی یا از دست دادن انرژی
- احساس بی ارزشی یا احساس گناه مفرط یا نامتناسب
- کاهش تمرکز و یا احساس بلا تکلیفی
- افکار عود کننده خودکشی
- کاهش چشمگیر عملکرد روزانه
حدود ۲/۳ از کل بیماران افسرده به فکر خودکشی می افتد و حدود ۱۰ تا ٪۱۵ از آنها نیز دست به خودکشی میزنند. بیش از ٪۹۵ بیماران افسرده از کم شدن انرژی خود که موجب میشود نتواند، وطایف خود را به درستی انجام دهند شکایت دارند. ٪۸۰ بیماران از اشکال در خواب، سحرخیزی و بیداری مکرر در طول شب، شکایت دارند.
نامرتب شدن زمان قائدگی، کاهش علاقه و کاهش عملکرد جنسی، افزایش فشار خون و افزایش قند خون نیز در افسردگی دیده میشود.
ترس از مدرسه و وابستگی بیش از حد به والدین، ممکن است علائمی از افسردگی در کودکان باشد. ضعف عملکرد تحصیلی، سوء مصرف مواد، رفتار ضد اجتماعی، بی بند و باری جنسی، فرار از منزل و مدرسه، نیز از علائم افسردگی در سنین نوجوانی محسوب میشود. افسردگی در افراد مسن شایع تر از کل جمعیت است و در سالخوردگی از ٪۲۵-۵۰ گزارش شده است.
علامت افسردگی در تعداد زیادی از اختلالات روانپزشکی وجود دارد و درمانگر بایستی به این موضوع تا رسیدن تشخیص قطعی فکر کند. همچنین در دصد بالایی از بیماریها جسمی که طولانی نیز شده فرد بیمار، علائم مشخص افسردگی را بیان میکند. حدود ٪۵۰ از بیمارانی که دچار نخستین دوران اختلال افسردگی اساسی شده اند، قبلا نیز از علائم افسردگی را ابراز کردنده اند. اولین تجربه افسردگی از ٪۵۰ از بیماران، قبل از ۴۰سالگی است.
دوره درمان افسردگی از سه ماه تا یک سال طول میکشد و تعداد متوسط دوره های بیماری در یک دوره۲۰ساله حدود ۵-۶ عدد می باشد. میزان بهبودی بیماران، حدود ٪۵۰ در مدت یک سال می باشد. حدود ٪۲۵ از بیماران در عرض ۶ ماه اول، حدود ۵۰- ٪۳۰ آنها در عرض دو سال اول و حدود ٪۵۰-۷۵ آنها در عرض ۵ سال اول پس از ترخیص از بیمارستان دچار عود میشوند. ویژگی پیش آگاهی خوب: خفیف بودن دوره ها، عدم وجود علائم روانپزشکی، کوتاه بودن مدت بستری، سابقه روابط دوستانه قوی در دوران نوجوان، با ثبات بودن کارکرد خانواده، کارکرد اجتماعی یا کار کرد بالا، فقدان همزمان دیگر اختلالات روانپزشکی، فقدان اختلالات شخصیت و بالا بودن سن شروع.
ویژگی پیش آگاهی بد: وجود اختلال دیس تایمی (کج خلقی) بطور همزمان، سوء مصرف الکل و سایر مواد، علائم اختلالات اضطرابی، سابقه بیش از یک دوره افسردگی، شروع در سنین پایین و عدم حمایت خانوادگی و اجتماعی
درمان: استفاده همزمان از دارو های درمانی (داروهای ضد افسردگی و ضد اضطراب)، روان درمانی فردی و گروهی، شناخت درمانی وخانواده درمانی.
پایان مقاله